ژن غالب و عادات موروثی درخانواده ما
دختر گلم
فکر کنم بهتره قبل از اینکه شروع به تعریف از تو و بوجود آمادنت و مسائل پبرامون زندگی مشترکمان کنم
کمی از خودم برات تعریف کنم . بابات هم حتما در اولین فرصت این کار و میکنه.
من اولین بچه مامان وبابام هستم و به ترتیب لاله و غزاله دومین وسومین فرزند
که در مطالب بعدی به طور مفصل از خصوصیات اخلاقی خودمون برات مینویسم
اما چیزی که الان مد نظرم هست این عادت موروثی که از خانواده پدرم بهم رسیده و به هیچ عنوان از سرم نمیفته چون ژن غالب هست حالا زن غالب چیه؟
هر ژن شامل دو مشخصهی غالب و مغلوب هست كه از پدر و مادر به فرزند منتقل میشوند.در واقع ژن همون صفت که اگه یکی از اون صفت ها به بچه برسه میشه گفت حسابی ژنش چربیده
و اما این صفت که در من حلول کرده چیزی نیست جز گذاشتن اسم مستعار بروی افراد
که میدونم کار بسیار زشتی هست ولی چه کنم که نمیشه احساسم را اینطوری بیان نکنم و خداییش واقعا روی بعضی افراد خیلی زیبا اسم میزارم که جز من و بابام هیچکدوم از افراد فامییل جز عمه کوچیکم نمیتونن همچین کاری کنند
راستی نمونه چند تا از این اسامی مستعار اینه
عمه کوچیکه به بابام که اسمشون داریوش هست میگه :بیدوش
بابام هم به اون که اسمش مینا هست میگه : میچی
من خودم از بچه گی چند تا اسم داشتم مثلا لپ سیاه _کلوچه _ هلو_گربه هندی_گلابی_گلابتون و...........
خواهر دومیم گاهی میشد: استر خاتون _شوشو_لالا و غیره
خاله کوچیکت در حال حاضر به نام فضا نورد و گاهی انوشه انصاری و گاهی دکتر یهودی هست چون اوصولا حواسش زیادی پرت هست و به قول بابام از این دکتر یهودی ما شفا نمی خواهیم .البته جسارت به اقلیت های محترم نشه
ولی اینو بگم غزاله واقعا همه کارهای منو وتورو راه میندازه .یک جورهایی در دقیقه نود به جان آدم میرسه
قابل ذکر هست که از نظر روانشناسی این کار اسم گذاشتن روی بچه خیلی خیلی بده
اما من وقتی تورو توی شکمم داشتم یهو اسم هاسمیک افتاد توی دهنم نمیدونم چرا .حتی جنسیت تورو هم نمیدونستم
به دنیا که اومدی شدی برام عدس..آخه صورتت مثل عدس بود
بابا بزرگت هم بهت میگه : گلاب بابا
راستی بابام به باباافشینت که دستی هم به قلم داره میگه : شکسپیر خودمون
بقیه اسمها باشه یک فرصت دیگه که بنویسم


ژن غالب و عادات موروثی درخانواده ما
